مدیریت فوریتهای پزشکی در مناطق جنگی، خطوط مقدم رزم و شرایط اضطراری نظیر زلزلههای ویرانگر، سیل یا پناهگاههای زیرزمینی بحران، یکی از پیچیدهترین، دلهرهآورترین و در عین حال حیاتیترین چالشهای پیش روی امدادگران، پزشکان طب رزم و حتی شهروندان عادی است. در میان تمام فوریتهای پزشکی و سایکولوژیک که در یک سناریوی بحران رخ میدهند، حملات تشنج حاد و وضعیتهای صرعی پایدار (Status Epilepticus) به دلیل ماهیت دراماتیک، رفتارهای حرکتی شدید بیمار، پتانسیل بالای ایجاد آسیبهای ثانویه جسمی و مغزی و نیاز مبرم به مداخلات دارویی و محیطی سریع، نیازمند رویکردی کاملاً استراتژیک، گامبهگام و مبتنی بر منابع محدود هستند. جنگ و بلایای طبیعی با ایجاد محرومیتهای شدید زیستی، تروماهای فیزیکی و روانی منحصربهفرد، تخریب زیرساختهای درمانی و قطع ناگهانی زنجیره تأمین دارو، کاتالیزورهای قدرتمندی برای بروز، عود یا تشدید اختلالات حاد عصبی به شمار میروند.
برخلاف شرایط ایدهآل بیمارستانی که در آن بیمار به سرعت به مانیتورینگ نوار مغز (EEG)، دسترسیهای وریدی متعدد، گازهای خون شریانی و کادر متخصص دسترسی دارد، در یک پناهگاه تاریک یا در بحبوحه آتشباری خط مقدم، شما تنها هستید و تجهیزاتی که در کولهپشتی خود حمل میکنید. در این راهنمای جامع تخصصی، به بررسی دقیق پروتکلهای مدیریت بحران، اقدامات کمکهای اولیه در خط مقدم، روشهای جایگزین دارورسانی در غیاب تجهیزات پیشرفته بیمارستانی و راهکارهای پیشگیری از عود تشنج در شرایط سخت محیطی میپردازیم. هدف این مطلب، ارائه بستری علمی، ملموس و عملیاتی برای حفظ جان بیماران مبتلا به صرع و افرادی است که در اثر آسیبهای جنگی دچار تشنجهای ناگهانی میشوند.
تشنج در شرایط بحرانی چیست و چرا تشدید میشود؟
تشنج در شرایط اضطراری به اختلال الکتریکی ناگهانی، موقت، شدید و غیرقابلکنترل در سلولهای عصبی (نورونهای) کورتکس مغز گفته میشود که در اثر عواملی چون استرس حاد جنگ، ضربههای ساختاری به سر و قطع ناگهانی دوزهای دارویی بروز میکند یا تشدید میشود. این اختلال الکتریکی میتواند خود را به صورت تغییرات حرکتی، حسی، هوشیاری یا رفتاری نشان دهد. در پناهگاهها، اردوگاههای آوارگان و مناطق جنگی، افرادی که هیچگونه سابقه قبلی صرع یا بیماریهای مغز و اعصاب نداشتهاند نیز ممکن است به دلیل شرایط ژئوپلیتیکی، شیمیایی و فیزیکی حاد محیطی، برای نخستینبار در زندگی خود دچار تشنج شوند. درک دقیق اتیولوژی و فاکتورهای محرک در این محیطها برای مدیریت ساختاریافته الزامی است.
محرکهای اصلی بروز و تشدید تشنج در مناطق جنگی و بحرانزده بسیار متنوع هستند و شناخت مکانیزم اثر آنها به امدادگر کمک میکند تا علاوه بر درمان، فرآیند پیشگیری را به درستی هدایت کند. این محرکها عبارتند از:
- محرومیت شدید و مزمن از خواب (Sleep Deprivation): بیخوابیهای مداوم ناشی از صدای سهمگین انفجارها، آژیرهای خطر، سرمای شدید پناهگاهها و اضطراب ناشی از ناامنی مطلق، مستقیماً آستانه تشنج مغز را به شدت کاهش میدهد. در طی محرومیت از خواب، فعالیتهای الکتریکی سنکرونیزه نورونها افزایش یافته و مغز مستعد تخلیه ناگهانی بار الکتریکی میشود. این فاکتور یکی از قویترین محرکهای بیولوژیک شناختهشده برای عود حملات در مبتلایان به صرع است.
- ترومای فیزیکی و ضربه به سر (Traumatic Brain Injury – TBI): اصابت ترکش، ریزش آوار بر روی جمجمه، سقوط از ارتفاع در اثر موج انفجار یا پرتاب شدن اندامها، میتواند باعث آسیب ساختاری مستقیم، پارگی عروق مغزی، خونریزیهای میکروسکوپی (کونتوزیون) یا ادم در بافت مغز شود. تشنجهای ناشی از تروما (Post-Traumatic Seizures) به دو دسته زودرس (زیر ۷ روز) و دیررس (بعد از یک هفته) تقسیم میشوند و در صورت عدم کنترل سریع، ادم مغزی را چندین برابر میکنند.
- سندرم قطع ناگهانی دارو (Antiepileptic Drug Withdrawal): بزرگترین فاجعه برای بیماران مبتلا به صرع در پناهگاهها و شهرهای تحت محاصره، تمام شدن یا دسترسی نداشتن به داروهای روتین خود مانند کاربامازپین، والپروات سدیم، فنوبربیتال، فانیتوئین یا لِوِتیراستام است. قطع ناگهانی این داروها بار الکتریکی مغز را به شدت تخلیه کرده و منجر به تشنجهای بازگشتی سنگین، مداوم و بسیار مقاوم به درمان (Rebound Seizures) میشود که شانس تبدیل شدن به استاتوس اپیلپتیکوس را دارند.
- استرس حاد روانی و شوک (Acute Psychosocial Stress): فعال شدن مکرر و طولانیمدت سیستم عصب سمپاتیک و محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) و ترشح هورمونهای استرس مانند کورتیزول، کروتیکوتروپین و آدرنالین در پاسخ به تهدیدهای جانی مداوم، تعادل نوروترانسمیترهای مهاری (مانند گابا) و تحریکی مغز (مانند گلوتامات) را برهم میزند و مغز را در وضعیت برانگیختگی دائم قرار میدهد.
- کمآبی، سوءتغذیه و اختلالات شدید الکترولیتی: نبود آب آشامیدنی سالم و غذای کافی در شرایط محاصره یا آوارگی، به سرعت بدن را با افت شدید آب مواجه میکند. این پدیده باعث اختلال در پمپهای سدیم-پتاسیم سلولهای عصبی میشود. کاهش شدید سدیم خون (هیپوناترمی) که معمولاً در اثر مصرف آبهای آلوده یا سوءتغذیه رخ میدهد، از عوامل اصلی برانگیختن حملات تشنجی حاد، به خصوص در کودکان است.
پروتکل کمکهای اولیه و اقدامات فوری هنگام وقوع تشنج زیر آتش
اقدامات فوری در زمان تشنج شامل حفظ خونسردی، دور کردن اشیاء خطرناک و برنده از اطراف بیمار، قرار دادن او در وضعیت بهبود به پهلو (Recovery Position) پس از فروکش کردن انقباضات و باز نگهداشتن مجاری هوایی است. در یک محیط نظامی یا بحرانی، اولویتبندی اقدامات باید با در نظر گرفتن اصالت امنیت محیطی (Scene Safety) انجام شود؛ زیرا یک امدادگر یا همراه بیمار نباید در حین کمکرسانی، خود را در معرض خطر مستقیم شلیک، ترکش، گازهای شیمیایی یا ریزش مجدد آوار قرار دهد. اگر خودتان در خطر باشید، نمیتوانید جان شخص دیگری را نجات دهید.
گامهای حیاتی برای نجات جان بیمار در پناهگاه و خط مقدم
اگر در پناهگاه، خط مقدم یا هر منطقه بحرانزده دیگری با فردی مواجه شدید که به ناگهان فریاد کشیده، هوشیاری خود را از دست داده، چشمانش سفید شده و در حال دستوپا زدن شدید (حمله تونیک – کلونیک عمومی) است، پروتکل زیر را با سرعت، دقت و بدون دستپاچگی اجرا کنید:
- ارزیابی و تأمین امنیت محیط (Tactical Field Care): اگر بیمار در معرض خطر سقوط اشیاء، آتشسوزی، استنشاق گازهای سمی حاصل از انفجار یا خطوط برق شکسته است، ابتدا با احتیاط کامل و با کمک تجهیزاتی مثل برانکارد یا کشیدن لباس، او را به نزدیکترین مکان امن (داخل پناهگاه، پشت سنگر یا دیوار مستحکم) منتقل کنید. اگر محیط فعلی امن است، او را بیدلیل حرکت ندهید تا دچار آسیب ستون فقرات نشود.
- حفاظت از جمجمه و ناحیه سر: در فاز کلونیک تشنج، سر بیمار با سرعت و شدت به زمین میخورد. یک تکه لباس نرم، پتو، دستمال، کولهپشتی، اورکت نظامی یا حتی دستان خود را زیر سر بیمار قرار دهید تا در اثر ضربات مکرر سر به زمین یا بتن، دچار شکستگی جمجمه، ضربه مغزی، خونریزیهای داخلی یا پارگی پوست سر نشود.
- دور کردن تجهیزات و اشیاء سخت و نظامی: هرگونه سنگ، ترکش، اسلحه، جلیقه نظامی، غلاف چاقو، ابزار سخت یا مبلمان تخریبشده را سریعاً از اطراف بدنش دور کنید. اندامهای بیمار در حین تشنج قدرت عجیبی دارند و برخورد آنها با اشیاء سخت پیرامون میتواند منجر به شکستگیهای شدید شود.
- تسهیل تنفس و باز کردن گرههای لباسی: یقه لباس، بند جلیقه تاکتیکال، کراوات، دکمههای بالایی پیراهن، شالگردن یا کمربند بیمار را شل کنید تا فشار مکانیکی از روی قفسه سینه و مجاری تنفسی برداشته شود. در صورت داشتن عینک، آن را به سرعت بردارید تا شیشه آن در چشم بیمار نشکند.
- قرار دادن در وضعیت بهبود (Recovery Position) در زمان مناسب: تلاش نکنید در زمانی که بدن بیمار کاملاً سفت است او را به زور بچرخانید. به محض اینکه حرکات شدید و لرزشهای تشنج فروکش کرد، یا در صورتی که مشاهده کردید بیمار در حال استفراغ، ترشح شدید بزاق یا خونریزی دهانی است، او را به آرامی به پهلو بخوابانید. این کار مانع از ورود ترشحات، خون یا محتویات معده به داخل ریه (آسپیراسیون ریوی) و خفگی ناشی از انسداد مجاری توسط زبان میشود و به خروج مایعات از دهان کمک میکند.
اشتباهات مرگبار در مواجهه با تشنج که باید از آنها اجتناب کنید
در شرایط بحرانی و پر از هراس، رفتارهای اشتباه و باورهای غلط ناشی از اضطرابِ کادر غیرپزشکی یا همراهان بیمار، میتواند مستقیماً منجر به مرگ یا آسیبهای دائم جسمی به فرد تشنجی شود. رعایت خطوط قرمز زیر در طب رزم و امداد اضطراری غیرقابلاغماض است و باید ملکه ذهن هر امدادگری شود:
هرگز، تحت هیچ شرایطی، سعی نکنید دهان بیمار را با زور باز کنید یا شیء سختی مثل قاشق، چوب، چاقو، سنگ، سکه یا دستمال مچاله شده بین دندانهای او قرار دهید. این یکی از رایجترین و در عین حال مرگبارترین اشتباهات است. فشار فک در حین تشنج به قدری زیاد است که قرار دادن اشیاء سخت نه تنها تشنج را متوقف نمیکند، بلکه باعث شکستگی دندانها، آسیب شدید به مفصل فک، خونریزی شدید در حلق و انسداد کامل مجرای هوایی توسط قطعات شکسته میشود. همچنین دستمال مچاله شده میتواند به عقب حلق رانده شده و بیمار را خفه کند. برخلاف باورهای عامیانه، خطر قورت دادن زبان وجود ندارد؛ انقباض شدید عضلات زبان در طول تشنج اساساً مانع از حرکت آن به سمت حلق میشود.
علاوه بر این، از مهار کردن فیزیکی، بستن، طنابپیچ کردن یا محکم نگهداشتن دستوپای بیمار برای جلوگیری از لرزش به شدت خودداری کنید. تکانهای تشنج ناشی از تخلیه الکتریکی مغز است و با زور فیزیکی شما متوقف نمیشود. تلاش برای کنترل این حرکات با نیروی بدنی، میتواند منجر به دررفتگی مفاصل شانه و لگن، پارگیهای عمیق عضلانی، تاندونیت و شکستگی استخوانهای بلند بدن (به خصوص در افراد مسن یا مبتلا به پوکی استخوان) شود. تا زمان پایان کامل حمله، بازگشت هوشیاری به سطح نقاهت و هشیاری کامل (که ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشد)، از ریختن آب سرد روی صورت، سیلی زدن، تحریک دردناک، یا خوراندن داروهای قرصی، قندآب و مایعات به بیمار به شدت پرهیز کنید؛ زیرا رفلکس بلع در این وضعیت کاملاً فلج است و هرگونه مایع یا جامد مستقیماً وارد نای و ریه میشود.
وضعیت تشنج مداوم (Status Epilepticus) یک اورژانس نورولوژیک مرگبار است؛ اگر حمله تشنج بیش از ۵ دقیقه طول بکشد یا حملات پیدرپی بدون بازگشت بیمار به هوشیاری کامل رخ دهد، مغز در معرض آسیب هیپوکسیک دائم قرار میگیرد و مداخله دارویی سریع غیروریدی در شرایط اضطراری حیاتی است.
مدیریت دارویی اضطراری و پروتکلهای خط اول در غیاب امکانات بیمارستانی
در شرایط اضطراری و در غیاب دسترسی وریدی ایمن، بنزودیازپینهای مخاطی (میدازولام داخل بینی یا دهانی) و رکتال (دیازپام مقعدی) سریعترین، مؤثرترین و ایمنترین راهحل برای کنترل تشنجهای طولانیمدت و وضعیتهای استاتوس هستند. در طب رزم و مدیریت بحرانهای شهری، باز کردن رگ (IV Line) از بیماری که در حال تکانهای شدید تشنج تونیک – کلونیک است، آن هم در زیر باران، زیر آتش یا در پناهگاهی تاریک، مرطوب و فاقد نور کافی، عملاً غیرممکن، خطرناک (خطر فرو رفتن سوزن به دست امدادگر یا پاره شدن رگ بیمار) و بسیار زمانبر است؛ از این رو مسیرهای غیروریدی دارورسانی نقش اصلی را در نجات جان بیمار ایفا میکنند و ثانیهها در این میان تعیینکننده هستند.
پروتکل دارویی خط اول درمان در شرایط اضطراری و محیطهای سخت بر پایه استفاده بهینه از بنزودیازپینهای با جذب سریع استوار است. این داروها با تقویت اثرات انتقالدهنده عصبی مهاری گابا (GABA) در مغز، به سرعت طوفان الکتریکی نورونها را خاموش میکنند. در جدول زیر، مقایسه دوزها، مسیرهای بهینه مصرف و ملاحظات لجستیکی این داروها در غیاب امکانات استاندارد بیمارستانی آمده است:
| نام دارو (Generic Name) | مسیرهای ترجیحی در بحران | دوز استاندارد بزرگسالان (Adult Dose) | مزایا و ملاحظات استراتژیک در مناطق جنگی |
|---|---|---|---|
| میدازولام (Midazolam) | داخل بینی (Intranasal) / عضلانی (IM) / مخاط دهان (Buccal) | ۱۰ میلیگرم (تزریق عضلانی یا اسپری داخل بینی) | جذب فوقالعاده سریع از مخاط مخاطی و عضلانی، عدم نیاز به رگگیری، داروی انتخابی اول در پروتکلهای طب رزم بینالمللی (TCCC). بسیار پایدارتر از لورازپام در دمای محیط. |
| دیازپام (Diazepam) | مقعدی (Rectal) / وریدی (در صورت وجود رگ ایمن) | ۱۰ تا ۲۰ میلیگرم (به صورت ژل یا شیاف مقعدی) | پایداری محیطی بسیار خوب در دماهای مختلف، مناسب برای استفاده توسط همراهان بیمار در پناهگاهها بدون نیاز به سرنگ و سرسوزن. سرعت اثر آن کمی از میدازولام کمتر است. |
| لورازپام (Lorazepam) | وریدی (IV) / عضلانی (IM) | ۴ میلیگرم (تزریق وریدی آهسته) | دارای طول اثر بسیار بالا در مهار تشنجهای بازگشتی و پایداری کورتکس، اما نیاز به نگهداری در زنجیره سرد (یخچال) دارد که در شرایط جنگی و پناهگاهها تقریباً غیرممکن است. |
در صورتی که تشنج پس از ۵ دقیقه اول با دوز اول داروی مخاطی یا عضلانی قطع نشود، بیمار وارد فاز خطرناک استاتوس شده و در صورت پایداری علائم حیاتی و عدم سرکوب شدید تنفسی، نیازمند دوز دوم بنزودیازپین پس از گذشت ۱۰ دقیقه از دوز اول است. امدادگر باید همواره کیت دارویی خود را چک کند. اگر داروهای تزریقی یا مخاطی فوق در جعبه کمکهای اولیه پناهگاه موجود نباشند و بیمار قرصهای روتین خود را به همراه داشته باشد، به هیچ وجه سعی نکنید قرص را حل کرده و به زور به او بخورانید؛ این کار ریسک مرگ ناشی از خفگی را به شدت افزایش میدهد. در شرایط محاصره یا نبود مطلق دارو، تمرکز کادر امدادی باید کاملاً بر روی درمانهای حمایتی فیزیکی، خنک کردن بدن (در صورت وجود تب بالا، عفونت یا گرمازدگی شدید محیطی که خود محرک تشنج هستند) و باز نگه داشتن راه هوایی با استفاده از لولههای دهانی-حلقی (OPA) در صورت مهارت، معطوف شود.
راهکارهای پیشگیری از بروز و عود تشنج در شرایط بحران و کمبود دارو
پیشگیری از تشنج در شرایط بحران نیازمند مدیریت هوشمند و جیرهبندی ذخایر دارویی موجود، کاهش محرکهای محیطی مخرب مانند نورهای فلش شدید و صداهای ناگهانی، و تلاش ساختاریافته برای حفظ چرخه خواب بیماران مستعد است. صِرف اتکا به اقدامات درمانی در زمان وقوع حمله کافی نیست؛ برنامهریزی برای پیشگیری پسیو در پناهگاهها و محیطهای جنگی میتواند نرخ عوارض و مرگومیر ناشی از اورژانسهای مغزی را به شدت کاهش دهد و بار کاری کادر درمان کمتعداد در خط مقدم را سبکتر کند.
اگر مدیریت یک کمپ، پناهگاه عمومی، یا واحد امدادی و طب رزم را بر عهده دارید، استراتژیهای پیشگیرانه و لجستیکی زیر را برای افراد مبتلا به صرع یا افرادی که تازه دچار ترومای سر شدهاند عملیاتی کنید:
- جیرهبندی و مدیریت هوشمند دارو (Medication Rationing): اگر بیمار مقدار کمی از داروهای ضد صرع خود را به همراه دارد و زنجیره تأمین یا داروخانهها به دلیل بمباران قطع شدهاند، هرگز دارو را به طور ناگهانی برای ذخیره کردن روزهای آینده قطع نکنید. قطع ناگهانی دوز، شیب غلظت خونی دارو را صفر کرده و مغز را دچار شوک الکتریکی میکند. با مشورت پزشک یا راهنماهای دارویی موجود، در صورت لزوم دوزها را به کمترین میزان اثرگذار (حداقل دوز درمانی) کاهش دهید تا روزهای بیشتری دوام بیاورد، تا زمانی که نیروهای امدادی پشتیبان سر برسند.
- کاهش بار حسی و صوتی محیط پناهگاه (Sensory De-escalation): برای بیماران مبتلا به صرع حساس به نور (Photosensitive Epilepsy)، استفاده از چشمبندهای تیره خواب، پارچههای ضخیم مشکی یا عینکهای آفتابی استاندارد در طول روز و شب در پناهگاهها میتواند از تحریک ناگهانی بافت کورتکس مغز توسط شرارههای ناشی از انفجار، منورها یا نورهای فلش اضطراری کاملاً جلوگیری کند. استفاده از گوشگیرهای اسفنجی ساده (Earplugs) یا پنبه در گوش نیز اثر استرس صوتی شدید انفجارها و فرکانسهای پایین آژیرها را تعدیل میکند.
- اولویتبندی چرخه خواب بیماران مستعد: در کمپها و پناهگاههای شلوغ که سر و صدا مداوم است، فضایی اختصاصی، دورتراز مسیر رفتوآمد اصلی، تهویه مناسبتر و نسبتاً ساکتتر را برای خواب این بیماران، مادران باردار و مجروحان ترومای سر در نظر بگیرید. تکانهای شدید ناشی از بیدار شدن ناگهانی خطرناک است. تضمین حداقل ۶ ساعت خواب متوالی برای این افراد یک اقدام پیشگیرانه پزشکی اصولی، بدون هزینه و حیاتی محسوب میشود.
- پروتکل هیدراتاسیون و تعادل نمک: آب آشامیدنی تمیز موجود در پناهگاه را با اولویت بالا در اختیار کودکان دارای سابقه تشنج ناشی از تب و بزرگسالان مبتلا به صرع قرار دهید تا از کمآبی حاد بدن و نوسانات خطرناک الکترولیتی (بهویژه افت سدیم یا هیپوناترمی ناشی از تعریق شدید در پناهگاههای گرم) جلوگیری به عمل آید. در صورت امکان، افزودن مقدار بسیار کمی نمک و قند به آب (محلول سرم خوراکی خانگی یا ORS) به حفظ پایداری غشای سلولهای عصبی کمک شیکانی میکند.
سوالات متداول در زمینه مدیریت تشنج در شرایط اضطراری و جنگ
اگر در زمان وقوع تشنج هیچ دارویی در سنگر یا پناهگاه نداشتیم چه کنیم؟
در غیاب مطلق دارو، تمرکز شما باید ۱۰۰ درصد بر روی اقدامات حمایتی فیزیکی و مکانیکی باشد. بیمار را به سرعت در وضعیت ریکاوری (به پهلو) قرار دهید، از باز بودن کامل راههای هوایی و عدم انسداد آن توسط ترشحات اطمینان حاصل کنید، لباسهایش را کاملاً شل کنید و زیر سر او را با وسیلهای نرم محافظت نمایید. اکثر تشنجهای عمومی زیر ۳ دقیقه به طور خودبخودی تمام میشوند. پس از اتمام حمله، محیط را کاملاً تاریک و ساکت کنید تا بیمار فاز نقاهت پس از تشنج را طی کند.
چگونه تشنج ناشی از موج انفجار را از شوک عصبی، پانیک و حملات هیستری تشخیص دهیم؟
تشنج واقعی ناشی از آسیب مغزی معمولاً با از دست رفتن کامل هوشیاری، سفتی شدید و ناگهانی کل بدن (فاز تونیک)، متعاقب آن حرکات ریتمیک، متقارن و غیرقابلکنترل دستوپا (فاز کلونیک)، انحراف چشمها به سمت بالا، خروج کف یا خون (ناشی از گاز گرفتن زبان) از دهان و گاهی بیاختیاری ادرار همراه است. در مقابل، حملات شبهتشنج ناشی از شوک روانی (PNES) یا هیستری، حرکات بیمار معمولاً غیرریتمیک، نامتقارن (مانند تکان دادن سر به طرفین)، همراه با مقاومت شدید پلکها در برابر باز کردن توسط امدادگر است و بیمار علائم حیاتی و رفلکسهای مردمکی سالمی دارد.
آیا در مناطق جنگی میتوان داروی میدازولام عضلانی را از روی لباس تزریق کرد؟
بله، در شرایط اضطراری تاکتیکال زیر آتش یا در محیطهای آلوده و آوار که امکان درآوردن سریع لباس بیمار وجود ندارد، میتوانید آمپول میدازولام عضلانی را با یک سرنگ استاندارد مستقیماً از روی لباس در عضله وسیع جانبی ران (Anterolateral Thigh) تزریق کنید. این اقدام در پروتکلهای طب رزم نظامی بینالمللی کاملاً پذیرفته شده است تا زمان طلایی برای مهار تشنج و جلوگیری از آسیب مغزی از دست نرود.
در صورت بروز تشنج در کودکان و نوزادان در شرایط پناهگاه چه اقدامی فوری است؟
تشنج در نوزادان ممکن است بسیار ظریف و مینیمال باشد (مانند حرکات مکرر شبیه به دوچرخهزدن با پاها، مکیدن مکرر مکرر زبان، یا پرشهای ناگهانی چشمها). اقدام فوری در پناهگاهها، پایین آوردن دمای بدن نوزاد با کم کردن لباسها و پاشویه با دستمال مرطوب و آب ولرم (نه آب سرد یا الکل) است؛ زیرا بیشتر تشنجهای نوزادی و کودکی در بحرانها ناشی از تب حاد عفونی (Febrile Seizure) یا کمآبی شدید است. هرگز به کودک در حال تشنج هیچگونه مایعات یا قطره خوراکی ندهید.

